درباره آزاد

درباره آزاد

آزاد کیست؟
آزاد بیست سال پیش از کتم عدم پا بر عرصه وجود گذاشت. شعر می سراید ، داستان می نویسد و عاشق ریاضی و اعداد است.
آزاد برای کسی وبلاگ نمی نویسد و از کسانی که به عقاید دیگران احترام نمی گذارند ، متنفر است.

درباره چشمه ریگی

چشمه ریگی

درباره چشمه ریگی :
چشمه ریگی نام یک چشمه در افغانستان است و هیچ ربطی به "عبدالمالک" ریگی و خانواده ریگی ندارد !
چشمه ریگی در چهارکنت ، افغانستان واقع شده است . اگر عکسی از این چشمه دارید ، برای آزاد بفرستید و یک هدیه دریافت کنید.
همچنین این مطلب را هم بخوانید :
این ریگی با آن ریگی فرق دارد

بیست سالگی …

بیست سالگی …

بی گاهان به غربت به زمانی که خود در نرسیده بود - چنین زاده شدم در بیشه جانوران و سنگ، و قلبم در خلاء تپیدن آغاز کرد *** گهواره تکرار را ترک گفتم در سرزمینی بی پرنده و بی بهار نخستین سفرم باز آمدن بود ازچشم اندازهای امید فرسای ماسه و خار، بی آن که با نخستین قدم های نا آزموده نوپائی خویش به راهی دور رفته باشم نخستین سفرم باز آمدن بود
ادامه مطلب ...


فرزندان اندوه

فرزندان اندوه ...

شما فریاد ما را نمی ‌شنوید ، چه‌ هیاهوی روزگار گوشهایتان را پر کرده است، و با ماده سخت سالها بی‌اعتنایی به حقیقت، گوشهایتان بند آمده است … ما فرزندان اندوهیم و اندوه، بس عظیمتر از آن است که در دلهای حقیر جای گیرد … ما فرزندان اندوهیم و اندوه ابری است متراکم ،که از آن باران معرفت و حقیقت بر سر مردم می ‌بارد.
جبران خلیل جبران

دلتنگی هایی که محو می شوند

دلتنگی هایی که محو می شوند

و باید برای پر کردن جای خالی یک رویا ، دلتنگی ها محو شوند …
ادامه مطلب ...

یک مهاجر ، همه جا غریب است

یک مهاجر ، همه جا غریب است

واژگونی کشتی حامل مهاجرین در آب های اندونزی نشان دهنده محرومیت واقعی یک انسان در برخورداری از امکانات اجتماعی در این جهان است | ادامه مطلب ...


ای کمال آموز فطرت

ای کمال آموز فطرت ...

ای کمال آموز فطرت باش برخوردار خویش
شرم بادت افتخار از استخوان دیگری
تا تملق رایج ملک است کو آزادگی؟
نام آزادیم ! اما بردگان دیگری ...
مرحوم علامه بلخی

در انتظار غروب غم انگیز آفتاب

در انتظار غروب غم انگیز آفتاب

خیلی وقت است آرزو می کنم که می توانستم غروب آفتاب را مثل قدیم نگاه کنم . روی صندلی ، در بالکنی خانه مان بنشیم و دفتر شعرهایم را باز و صفحاتش را سیاه کنم . چشم هایم را بسته و با خیال آسوده نفسی عمیق بکشم . با ندایی آرام شعرهایم را زمزمه و از رویاهای گم شده بنویسم …
ادامه مطلب ...


در انتظار رویش گل سرخ

در انتظار رویش گل سرخ

احساس ، آیا با من هستی ؟ فکر نمی کنم . چرا که سالهاست قلبم در خلا تو می تپد و صدایم در نبود تو گم می شود .
ادامه مطلب ...

برگ وقتی زرد شد ، مُرده بود

برگ وقتی زرد شد ، مُرده بود

برگ وقتی زرد شد مُرده بود . آن روزی که بر روی شاخه ی تنومند درخت استوار ماند ، آن روزی که وزش باد را در هم کوبید ، آن روز مُرده بود ادامه مطلب ...